سینمای جنگ یا دفاع مقدس

باید دانست که فن تاریخ را روشی است که هر کسی بدان دست نیابد و آن را سود های فراوان و هدفی شریف است ، چه این فن ما را به سرگذشتها و خویهای ملت ها و سیرتهای پیامبران و دولت ها و سیاست های پادشاهان گذشته آگاه می کند و برای آنکه جوینده آن را در پیروی از این تجارب و در احوال دین و دنیا فایده تمام نصیب گردد ، وی به منابع متعدد و دانشهای گوناگونی نیازمند است ...
مقدمه این خلدون
وازگان کلیدی :
زانر ، زانر جنگی ، ایدئولوزی ، بازنمایی ارادی ، بازنمایی ساختنی
چکیده
این مقاله به بررسی و توضیح زانر جنگ و سینمای جنگ در ایران پرداخته است و به این موضوع اشاره کرده است که سینمای جنگ ایران ، سینمایی شبیه سینما های جنگ سایر کشور ها نیست . بلکه به علت دنبال کردن ایدئولوزی خواه در زمان جنگ و خواه در زمان حاضر به سینمای دفاع مقدس بدل شده است . که بار معنایی خاصی را با خود به دوش می کشد . همچنین به دو بعد از مضامین سینمای دفاع مقدس یعنی واقع نگاری و بعد اجتماعی نیز اشاره کرده است .
مقدمه
اگر در طول تاریخها و تاریخ خودمان وقایعی را پیدا کنیم که میراث جمعی یک کشور و هویت تلقی می شوند، آن وقت به دنبال آن هستیم که درباره آن بدانیم و بفهمیم و آنگاه ناخودآگاه یکی از منابع شناخت و آگاهی خود را هنر انتخاب می کنیم . از آن رو که هنر متعهد در هر دوره ای ، قطعا بازتاب تاریخ و حوادث جاری بوده است . بازتاب آنچه خوب یا بد بوده و اینکه خوب و دلپذیر تصویر شده یا بد و تنفر آور .
پس آنچه مهم می شود ، هنر است . زیرا واقعه که به خودی خود جاری است و تغییر مسیر آن یا امکان پذیر نیست و یا اگر هست تدریجی و سخت است . اما هنر و به خصوص تصویر و تحرک برای بیان واقعیت ها ، به راحتی می تواند آن را تغییر کند . واقعیت را عکس و وارونه جلوه دهد ، در تصویر آن بزرگ نمایی و اغراق کند و وجه و گونه ای از آن را که دلخواه است ، نمایش دهد . و از همین جا است که هنر وارد ایدئولوزی می شود و ایدئولوزی وجه جدایی ناپذیر هنر و به خصوص برای واقعیت ها و بحران ها یی چون جنگ که ملی و آرمانی و دفاعی باشد و یکبار بیشتر ممکن است اتفاق نیفتد و آز آن رو توجه هنر و هنرمند به جنگ معطوف می شود تا هم زمان جنگ را طبق هدف خود تحت تاثیر قرار دهد و هم آیندگان ونسل بعد را آنطور تربیت کند که خود و متولیانش خواسته اند .
بنابر این ، هنر تصویری و سینمای ایدئولوزیک یا ارمانی را همیشه و همه جا نمی توان ماسکی منفی دید و پیش فرضها و ارزشهای شکل دهنده آن را نادیده گرفت .
جنگ هشت ساله ایران و عراق را نیز که ماهیتی تحمیل شده و از آن سو دفاعی و آرمانی و دینی و ملی و ... داشت را می توان نمونه ی وقایع میراث جمعی دانست که در هنر و سینمای ایدئولوزیک ما متجلی شد
این مقاله نیز سعی دارد به بررسی هنر ایدئولوزیک و خاصه سینمای ایران در مورد زانر جنگ و سینمای جنگ بپردازد و البته برای بازگویی و واکاوی این سینما از فلسفه رسانه های جمعی مدد می جوید . "فلسفه ای که به معنای ورود پیدا کردن در فرکانس تولید رسانه ای است و دریافت زبان تولید پیام است ." ( عاملی :1385)
به همین جهت ابتدا به تعریفی از ایدئولوزی پرداخته شده و چیستی و چگونگی زارن جنگی توضیح داده شده است و تاریخچه ای از فیلم های ساخته شده در این نوع سینما و ایدئولوزی های مطرح شده بیان شده است و در واقع نوع بازنمایی جنگ در سینمای ایدئلوزی با توجه به فلسفه رسانه ها مشخص خواهد شد . برای ملموس تر کردن این نوع سینما ، مضامین فیلم ها از دو بعد وقایع نگاری و بعد اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است .
ایدئولوزی چیست ؟
بدون شک هر کشور و نظام سیاسی - اجتماعی سعی دارد در راه اعتلا و ارتقای اساسی باور ها - ارمان ها ُ تاریخ ُ هویت ُ حقوق و منافع ملت خویش گام بردارد و آن را در قالب ملی گرایی متجلی سازد .
ملی گرایی منافع ملت را کانون اساسی و اصلی تمام ساست های خارجی و داخلی قرار می دهد و باعث جهش های تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبه رشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی می شود .
ملی گرایی یا ناسیونالیسم در تقابل با باور نوین جهان وطنی با ارائه مفاهیم عشق به میهن و یا ملت پرستی ، به دنبال این هدف است که با ارزش های بیگانه و ناآشنا با فرهنگ بومی و ملی خود که در قالب یکی شدن همه مرزها و ... خود را نشان می دهد ، مبارزه کند و از هویت و آرمان های خود دفاع نماید .
نظام سیاسی – اجتماعی و یا فرهنگی برای طی این مسیر و دست یابی به مقصود ایده آل و متعالی عشق به وطن و زنده نگه داشتن مفاهیم ملیت و هویت ، از ایدئولوپی بهره می گیرد .
واپه ایدئولوپی شامل کلیه بینشها و دستور العمل هایی است که بر هر جامعه در هر عصری حاکم است و بر کلیه هست ها وباید ها و بینش ها و ارزشهایی اطلاق می شودکه انسان ها به آنها پایبند هستند ایدئولوزی تلاش می کند با تکرار ، تلقین کننده ایده ها از طریق نظام ارزشی باشد و باور و وفاداری توده ها را جلب نماید . (اللهویردیزاده :1383)
با عنایت به تعریف فوق و ترادف این وازه با نظام سیاسی ، ممکن است معنای منفی از ایدئولوزی را در ذهن تداعی کنیم ؛ اما اگر دقیق تر بیندیشیم ، درمی یابیم که انسانها بیش و پیش از یک نظام و سیاستگذاران و سیاستمداران به ایدئولوزی احساس نیاز می کنند و ایدئلوزی می تواند در برهه ای از زمان چون جنگ ، وقوع بحران ، بلایای طبیعی و ... همانطور که التوسر گفته است ؛ به عنوان ابزاری نیرومند در جهت حفظ و وحدت و انسجام جامعه عمل کند .
آلتوسر معتقد است : " آدمیان نمی توانند بدون جلوه معینی از جهان خود و روابطی که با آن دارند ، زندگی کنند و این جلوه را چیز از پیش ساخته شده ای می یابند ، همانگونه که روابط اقتصادی و سیاسی پیش از تولد آنها ساخته شده اند . از این رو ایدئولوزی به صورت جلوه معینی از جهان نمایان می گردد که آدمیان را با شرایط هستی خویش و با آدمیان دیگر پیوند می دهد و باعث حفظ انسجام بین افراد آدمی و میان ادمیان و وظایفشان می شود . " ( خورخه لارین : 80 13، 199 )
زان بشلر پنج کارکرد برای ایدئولوزی بر می شمارد که در حوزه مطالعه در این مقال یعنی حوزه سینمای جنگ و به طور خاص دفاع مقدس در ایران خواه در زمان جنگ و یا بعد از جنگ معنا می یابد .
بشلر می گوید : ایدئولوزی با نشانه ها ، نماد ها ، شعار ها و گفتار ها ، دوستان و دشمنان را به یکدیگر معرفی می کند . و تلاش می کند برای عمل سیاسی خود دلیل منطقی بیاورد و وظایف خود را به صورت کامل انجام دهد .
هم چنین ایدئولوزی در زمان نیاز به انتخاب ، ارزشی از میان سایر ارزشها را انتخاب کرده و برای تحقق آنها اقدام می کند . و در کارکرد دریافت ، ایدئولوزی به انسان امکان می دهد تا واقعیت ها را به صورتی ساده شده و ثابت دریافت کند . درواقع ایدئولوزی آنچه را که می خواهد برای ساده کردن و تصریح و فهم واقعیت های مبهم و پیچیده از میان داده ها برمی گزیند . (اللهویردیزاده : 1383 )
اما آنچه مهم تر از ضرورت وجود شکل گیری ایدئولوزی در یک جامعه برای حفظ اهداف و باورها و هنجارها می باشد ، نحوه انتشار پیام ها ایدئولوزیک است .
بدیهی است نظام های ایدئولوزیک ، سریع ترین ، آسان ترین و تاثیر گذارترین راه و کانال را برای دست یابی به هدف خود انتخاب می کنند و طبیعی است که ماهیت ویزه رسانه های جمعی و به خصوص رسانه های تصویری ، آنها را در گزینه اول انتخاب قرار خواهد داد . چرا که " رسانه ها ، اندوخته ها ی ایدئولوزیک را بازتولید کرده و به جریان می اندازند و این مفاهیم از طریق نوشته ها و سخنان در تمامی اشکال آنها و نیز زست ها ، اشکال تجسمی ، تصاویر و نماد های مادی حمل می گردند . " (اللهویردیزاده : 1383 )
و مهم تر اینکه در کشور های در حال توسعه چون ایران ، رسانه ها به علت همراه داشتن تئوری توسعه بخش ، با نظام ایدئولوزیک همخوانی کامل پیدا می کنند . در واقع ایدئولوزی در بطن این رسانه ها خوابیده و نهان شده است و اصولا رسانه ها در چنین کشورهایی با باید هایی چون حفظ هویت فرهنگی ، تاکید بر اهداف عمومی در مقابل اهداف فردی و اولویت برای فرهنگ ملی نمی توانند از نظام ایدئلئزیک و ایدئولوزی حاکم جدا باشند و در این میان به نظر می رسد سینما به علت نداشتن متولی مشخص و ثابت و شاید عدم آشکار بودن و پنهان بود ن متولی که ایدئولوزی خاصی را دنبال کند ، در مقابل رسانه صدا و سیما که آشکارا به بیان بایدها و نبایدها ی خود می پردازد ؛ بتواند از موفقیت بیشتری در این زمینه برخوردار شود .
در ضمن اینکه از بعد رسانه و ویزگی های رسانه ای نیز می توان برتری هایی برای سینما در مقابل تلویزیون قائل شد که بحث درباره آن در این مقال نمی گنجد .
اما گذشته از اینکه کدام رسانه ها بار ابدئولوزیکی بیشتر و یا کمتری دارند و باعث تسریع در رسیدن به هدف می شوند ، نحوه عملکرد رسانه ها در یک نظام ایدئولوزیک و برای کارکردی ایدئولوزیک است .
بیرمنگام می گوید : " اینکه گفته می شود رسانه های ایدئولوزیک هستند ، به این معنا است که در قلمرو ساختار اجتماعی معنا عمل می کنند ، رسانه ها راه را هموار می سازند تا مردم با استفاده از آنها درباره جهان پیرامون خود آگاهی یابند . " ( اللهویردیزاده : 1383)
حال با عنایت به مطالب فوق درمی یابیم که توجه و پرداخت به سینمای جنگ که از آغاز جنگ شروع شد ، شاید در نگاه اول ، از زاویه دید برخی از هنرمندان ، تنها به عنوان یک زانر جدید نگریسته شد که نیاز به آن در جامعه احساس می شد و می توانست گذرگاه مناسبی برای فتح گیشه ها و محبوبیت و مشهور شدن باشد . اما حتی این دست کارگردانان و فیلم سازان با همین عقیده نیز در مراحل بعد ، حتی تنها با هدف فتح گیشه ها به ایدئولوزی اصلی نظام در آن برهه یعنی فیلم های تبلیغی پاسخ گفتند ؛ هرچند که اثار آنها بیشتر د قالب فیلم فارسی عرضه می شود و باچنین آثاری در قبل از انقلاب فاصله زیادی نداشت .
ولی در میان خیل عظیم فیلم سازان جنگ ، هنرمندانی بودند که برای خود رسالتی ملی – آرمانی و هنری قائل بودند و سینمای جنگ را به سینمای دفاع مقدس ارتقا داده و از سایر کشورها متمایز نمودند و آن را مهم ترین زانر سینمای ملی ایران دیدند که برای دست یابی به قله آن باید در راستای ایدئولوزی ملی گرایی حرکت می کردند – در مورد این نوع فیلم ها و ایدئولوزی ها ی حاکم در قسمت تاریخچه سینمای دفاع مقدس سخن گفته خواهد شد . –
مفهوم زانر و زانر چنگی
اصطلاح زانر قدمتی به اندازه ی نخستین فیلم ها دارد و به عنوان شیوه ای برای سازماندهی فیلم ها و بیان " پیام های فیلم در قالب و فرمی معین " ( گیل و ادمز : 1384 ، 161 ) مطابق الگوهای شناخته شده تلقی می شود .
در واقع زانر چیزی بیش از یک فهرست بندی زنریک است . همانطور که نیل می گوید : زانر نه تنها به نوع فیلم بلکه به انتظارات و پیش فرضهای بیننده نیز اشاره می کند .
همچنین نیل معتقد است ، فیلم ، مدام خود را به عنوان یک شکل بندی بنیاد رسانه ای به رخ می کشد . از این رو نمی توان یک تعریف دقیق از زانر را به یک فیلم تحمیل کرد . حتی اگر بتوان یک تعریف زنریک را از طریق مجموعه ای از قواعد و قرار داد ها تعریف کرد ؛ اما به علت اینکه زانر ها ایستا نیستند و بازمان تغییر می یابند و نیز فیلم ها مرکب از بینا متن ها ی گوناگون هستند ، پس این قواعد و قرارداد ها در معرض تغییر هستند .
زانر های رسانه ای معمولا با یکدیگر همپوشانی دارند و در هر دوره ی زمانی خاص یک زانر سینمایی بر حسب شرایط اجتماعی و فرهنگی بیشتر مورد توجه مخاطبان و هنرمندان قرار گرفته است وبه ندرت می توان فیلمی را یافت که از نظر زانر خالص باشد . ( هیوارد . 125-128)
فیلم هایی چون لیلی با من است ( کمال تبریزی . 1374 ) و خداحافظ رفیق را می توان به عنوان نمونه هایی مناسب از تداخل زانر ها دانست . لیلی با من است با موضوع اصلی دفاع مقدس و جنگ که با زیر زانری کمدی به م آمیخته شده بودند و فیلم معنا گرای خداحافظ رفیق که برای القا این زانر از زانر دفاع مقدس نیز استفاده کرده بود .
وازه زانر جنگی نخستین بار در صنعتی استفاده شد که به توضیح و تشریح دسته ای از فیلم ها پرداخته بودند که درباره ی جنگ های داخلی آمریکا یا جنگ با سرخپوستان در قرن نوزدهم بودند . فیلم هایی که درباره جنگ با سرخپوستان بود، به زودی مانند فیلم های وسترن و فیلم هایی که درباره جنگ های داخلی بودند ، شدند .
د ر کتاب هالیوود و زانر ها به دو دسته فیلم جنگی اشاره شده است . در دسته اول فیلم های جنگی جزء فیلم های غیر ستیزه جویانه قرار دارند . فیلم هایی که درباره جنگ ساخته می شوند . سحنه های رزمی و مبارزاتی نمایشی جزء جدایی ناپذیر این نوع فیلم ها هستند ؛ که معمولا مایه هایی از احساس و دراماتیک بودن را نیز دارند . در این دسته از فیلم ها اثراتی از زانر های دیگر چون درام و کمدی نیز دیده می شود . در این نوع فیلم ها ، به دنبال درگیری و مبارزه با دشمن ، سرنوشت شخصیت اصلی داستان تعیین می شود . هم چنین در بعضی از این فیلم ها سرنوشت مرگ یا زندگی شخصیت اصلی و قهرمان فیلم در یک صحنه فیلم به وسیله یک تیز انداز از خفا ، یک قاتل مزدور مخفی و به وسیله ی یک صحنه ی نظامی در یک موقعیت جنگی رقم می خورد و به همین دلیل نویسندگانی چون کامینسکی
و بلتون گفته اند که فیلم های جنگی بیشتر درباره موقعیت های ریسکی و وضعیت های جسمی هستند که شخص در صدد حفظ جان است . هم چنانکه موضوعات آنها درباره جنگ است . هم چنین در انی نوع فیلم ها ، همواره یک پس زمینه از دوران جنگ باید وجود داشته باشد . و دسته دوم از فیلم ها ی جنگی که پیش زمینه تاریخی در یک جنگ واقعی را ندارند و شامل صحنه های مبارزه ، زدو خورد ، وجود یک قهرمان ، استفاده از قدرت بدنی مردان و ... است که به فیلم های مبارزه ای معروف اند . ( 125-133)
البته نگارنده معتقد است که این تفسیم بندی شاید به عنوان یک الگوی کلی و عمومی قابل استفاده و مورد توجه باشد ولی نمی تواند به طور یقینی و صد در صد در مورد زانر جنگی در همه کشور ها و فرهنگ ها کاربرد داشته باشد ؛ زیرا در زانر جنگی هم مانند سایر زانر ها در چارچوب یک الگوی عمومی ، ویزگی های ملی و خلاقیت های فردی هم عمل می شود . مثلا آمریکا و بریتانیا به جنگ کاملا متمایز از یکدیگر نگاه می کنند . فیلم های جنگی انگلیسی بیشتر درباره طبقات بالای شرکت کننده در جنگ است و لی فیلم های جنگی آمریکایی معمولا به مسائل مربوط به فرماندهی نمی پردازند و توجه خود را روی مساله بقا و جان سالم به در بردن از میدان جنگ معطوف می کنند . ( روبرت صافاریان : 166 ، 1382)
همین مسئله در مورد سینمای جنگ در ایران نیز می تواند مصداق داشته باشد و می توان نشانه های اعتقادی و ملی را در این سینما دید .
بنابر این اگر به تقسیم بندی کلی مربوط به زانر جنگی در کتاب هالیوود و زانر ها برگردیم ، می توانیم در مورد سینمای جنگ و یا به عبارتی بهتر دفاع مقدس در ایران تنها تقسیم بندی دو گانه ای که از بطن دسته اول فیلم ها استخراج شده است را ارائه کرد و دسته دوم فیلم های جنگی را حذف کرد .
دسته اول زانر جنگی را میتوان به دو قسمت ، فیلم های حادثه ای و درام و احساسی و اجتماعی تقسیم کرد . فیلم های جنگی حادثه ای که برای پیشرفت تم داستان ، تنها حضور یک پس زمینه جنگی کافی است ولی محور اصلی آن مبارزه و درگیری و قهرمان سازی و برتری منافع ملی است که ارجاع به جنگ واقعی آن را از دسته دوم فیلم ها یعنی فیلم های مبارزه ای جدا می کند . این نوع فیلم ها در ایران ، آثاری هستند که الگوهای عمومی در آنها پررنگ تر است و معمولا به فیلم های دهه 60 و در زمان جنگ اطلاق می شود . مضمون این نوع فیلم ها ، معمولا "درگیری گروه کوچکی از نیروهای خودی ، برای دست یابی به اهداف نظامی معین – معمولا برای شناسایی و بازکردن راه – با نیروهای دشمن است که این گروه پس از فراز و نشیب ها و درگیری هایی ماموریت خود را با موفقیت به پایان می رساند . " ( روبرت صافاریان : 166، 1382) که آثاری چون عبور از میدان ( جواد طاهری ، 1362) ، مرز ( جمشید حیدری ، 1360 ) و ... در این دسته قرار می گیرند .
و دسته دوم از فیلم های جنگی در سینمای ایران را می توان آثار درام ، احساسی و اجتماعی دانست . فیلم هایی که حضور ایدئولوزی در آنها قوی تر به نظر می رسد و گویا در اینگونه آثا ر ، فیلم ساز و کارگردان دغدغه ای به جز فتح گیشه برای ساخت آن داشته است . و در واقع این هنرمندان معتقد به سینمای آرمانی دفاع مقدس بوده اند نه جنگ .
فیلم های اواخر سالهای جنگ که حضور ایدئولوزی تبلیغی کمرنگ تر گشته بود و بعد از جنگ نمونه هایی از این فیلم ها هستند . آثار برجسته ای چون از کرخه تا راین ( 1371) ، آزانس شیشه ای ( 1376 ) و برج مینو ( 1374 ) ابراهیم حاتمی کیا را می توان مصداق هایی از این دسته آثار دانست .
زانر جنگی و سینمای ایران
حضور و تاریخچه فیلم های مربوط به 8 سال جنگ تحمیلی در ایران را می توان به صورت کلی به دو قسمت زمان جنگ و بعد از جنگ تقسیم کرد که به صورت گزینشی به نمونه هایی اشاره خواهد شد .
سینمای زمان جنگ
پس از شروع جنگ ، ابتدا تنها به اخبار و تهیه خبر و گزارش توجه می شد ولی در سال 1360 ، اولین فیلم های بلند سینمایی ساخته شد . در اوایل این سال به علت کمبود نیروی انسانی ، گروهی از فیلم سازان به اندازه توان خود و به دلیل یافتن سوزه ای تازه به ساخت فیلم در این زمینه روی آورده بودند .
فیلم های آغازین مربوط به جنگ در سال 1360 را می توان فیلم مرز ( جمشید حیدری ) ، برزخی ها ( ایرج قادری ) ، جانبازان ( ناصر محمدی ) و عبور از میدان ( جواد طاهری ) دانست . آثاری که تنها بر اساس حادثه پردازی شکل گرفته بودند . " فیلم هایی که مضمون آنها به صورت نفوذ گروهی در خاک دشمن و بازگشت با کمترین تلفات برای تقویت روحیه مردمی " بود .
در سال 1361 ، رهایی ساخته رسول صدر عاملی اولین فیلمی بود که جبهه و میدان جنگ را به پشت جبهه پیوند زد و اولین فیلم خانوادگی جنگی سینمای ایران محسوب می شد و پرواز در شب در سال 1365 اولین فیلم قابل اعتنا و بحث از رسول ملاقلی پور بود که شخصیت ها ی واقعی جنگ را در پشت خاکریز به تصویر کشید .
در سال 1363 ، دو فیلم عقاب ها به کارگردانی ، کارگردان قبل از انقلاب ساموئل خاچیکیان و پایگاه جهنمی از اکبر صادقی با همان شیوه حادثه پردازی و دلهره آور و جذاب به رکورد فروش سینمای جنگ دست یافتند . که فروش بالای این دوفیلم در سال 1364 ، بخش خصوصی را به تولید فیلم های مشابه کشاند .
نوجه بخش خصوصی در تولید این نوع فیلم ها بیشتر معطوف به فتح گیشه ها و کلیشه بود ؛ ولی بخش دولتی با ورود نیروهای جوان و طرح شخصیت های واقعی ، توانست موفقیت بیشتری به دست آورد . رهایی از رسول صدر عاملی جزء فیلم های ساخته شده در بخش خصوصی و کیلومتر 5 از حجت الله سیفی در بخش دولتی ساخته شدند .
تا این زمان ، سینمای دفاع مقدس صرف نظر ازبرخی آثار با ارزش آن ، نشانی درست از دفاع مقدس به همراه نداشت و جزء دسته اول زانر جنگی با ایدئولوزی تبلیغاتی و تقویت روحیه مردمی قرار می گرفت و اساسا وامدار فیلم فارسی های قبل از انقلاب بود . فیلم های این دوره نمونه های نازل کپی برداری از کلیشه های غربی و به خصوص آمریکایی بود که دارای اسطوره سازی سطحی از نیروهای خودی ، تحقیر دشمن و احمق و ترسو و نادان نمایاندن آنان به همراه بیان شعار هایی در سطح بود . اما از حال و هوای دفاع مقدس و مبارزه مردمی و فرهنگ ملی – دینی خبری نبود . ( فراستی : 12 ، 1384 )
اما بسیاری نقطه آغاز بازنمایی جنگ دفاعی – آرمانی و سینمای راستین دفاع مقدس را تولید دو فیلم هویت و دیده بان در سال 66 و 67 از ابراهیم حاتمی کیا می دانند . " هویت با نگاهی متفاوت به جنگ و آدم های دفاع مقدس ؛ نگاهی ملموس و جاذبه دار به آدم های مظلوم رزمنده و دیده بان فیلم شاخص و تاریخ ساز سینمای دفاع مقدس با شخصیت های واقعی و ملموس با مضامین شهادت و البته با ساختاری کاملا متفاوت و دراماتیک . " ( فراستی :12 ، 1382 )
البته عده ای مهاجر ، ساخته ابراهیم حاتمی کیا در سال 1365 را نیز به لحاظ مفهومی و زیبا شناسی نماینده سینمای دفاع مقدس در ایران می دانندکه واقع گرایی در آن به وضوح نمایان است .
هور در آتش ( عزیز الله حمید نزاد ) در سال 1370 و سفر به چزابه ( رسول ملاقلی پور ) در سال 1374 نیز ادامه دهندگان سینمای دفاع مقدس بعد از دیده بان و مهاجر محسوب می شدند .
پس از جنگ
مضمون فیلم های این دوره بیشتر بر محور به تصویر کشیدن پیامد ها و واقعیت های تلخ پس از جنگ بود که از نظر اجتماعی اهمیت زیادی داشت .
مهم ترین فیلم های این دوره در مسلخ عشق از کمال تبریزی در سال 1369 بود که متاثر از شرایط بعد از جنگ برای اولین بار شکست نیروهای خودی را به دلیل برتری آتش دشمن و اشتباه در محاسبات عملیاتی ما به تصویر کشید .
لیلی با من است ( کمال تبریزی ، 1374 ) اولین فیلم کمدی موقعیت با بینشی انتقادی به برخی آدم ها و مناسبات در جنگ بود .
برج مینو از ابراهیم حاتمی کیا در سال 1375 بعد از خاکستر سبز نیز آغاز گسست با سینمای ماندنی و آشنای دیده بان و مهاجر بود . لحن ، ساختار و تدوین روشن فکرانه این اثر ، آن را از سایر فیلم ها ی حاتمی کیا جدا می کرد . ( فراستی :13 ، 1382 )
در سال 1375 ، سفر به چزابه از رسول ملاقلی پور ، فیلمی قابل ستایش و تقدیر و در واقع ستایش نوستالزیک از آدم های جنگ ، مظلومیت و حماسه سازی و انسانیت آنان بود . فیلم با ستایش بسیاری از آنان یاد می کند و فیلم را برای تماشاگر باور پذیر و قابل احترام و دوست داشتنی می سازد . رفت و برگشت از واقعیت به خیال ، گذشته و حال ، رئال و سور رئال تا آآخر با نرمی و راحتی ادامه می یابد و شاید از این حیث در سینمای دفاع مقدس بی سابقه و کم نظیر باشد . فیلمنامه و ساختار این فیلم به اندازه ای قوی است که وجه انتزاعی در آن به صورت افراطی و غالب نمایش داده نمی شود و مخاطب از این حیث گیج و سردرگم نمی شود .
نیمه گمشده ( محمد علی آهنگر ، 1374 ) در این دوره از معدود فیلم هایی بود که به مسئله زن ، رابطه ی زن و شوهر در جنگ می پردازد و موفق عمل می کند .
دفتری از آسمان ( پرویز شیخ طادی ، 1379 ) نیز به علت سوزه تازه فیلم توانست موفق عمل کند . این فیلم برای اولین بار در سینمای دفاع مقدس ، حال و هوای یک مادر شهید و هجران هایش را به تصویر کشید .
در دو فیلم نیمه گمشده و دفتری از آسمان ، زن نقش تعیین کننده ای را برعهده دارد که در سینمای جنگ و دفاع مقدی بسیار کم سابقه است که توجه به نقش حساس و پشتیبانی زن را در دو اپیزود از فیلم خداحافظ رفیق نیز می توان دید .
از سال 1379 تا کنون نیز روند فیلم سازی همانند گذشته در حوزه سینمای دفاع مقدس است . فیلم هایی که سعی می کنند مخاطب خاص خود را جذب کنند و نگاهی که نسبت به گذشته هم کمرنگ تر و هم کلیشه ای تر شده است ؛ به جنگ داشته باشند . فیلم هایی که واقعیت دفاعی و آرمانی جنگ در آنها به پس زمینه ای کمرنگ تبدیل گشته است و اگر فیلمسازان این سینما تلاش وافری را انجام دهند ، می توانند فیلمی چون دوئل ( احمد رضا درویش ، 1382 ) را بسازند که به علت صدای دالبی دیجیتال نقطه عطفی در تجربه فنی اینگونه فیلمها تلقی شود ، ولی محتوای غنی و تازه ای را با خود به همراه نداشته باشد و یا در به نام پدر ( ابراهیم حاتمی کیا ، 1384 ) با ز هم شکاف میا ن دو نسل را به نمایش بکشد .
در ادامه سعی دارم به سینمای جنگ از منظر اجتماعی و وقایع نگاری نگاهی بیفکنم . وقایع نگاری که بیشتر متوجه سینمای زمان جنگ است و ناظر بر اهمیت استناد گونه فیلم و فیلمساز و قدرت توانایی در جذب مخاطب و شاید بر ای همذات پنداری بیشتر . نگاه به سینمای جنگ از منظر اجتماعی نیز نا خودآگاه ما را به سوی فیلم های بعد از جنگ سوق می دهد . فیلم هایی که بعد بازنمایی ، نمایش و آگاهی دهی برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است .
واقع بینی در سینمای دفاع مقدس
" آغاز ساخت فیلم های جنگی در سینمای ایران ، با خیال پردازی همراه بود که بر واقعیت های ملموس و مستند تکیه نداشت . گذشت زمان ، کم کم خیال ها را به سوی واقعیت کشاند . در این میان برخی فیلم سازان مدعی آرمان گرایی کوشیدند تا با گرته برداری از رخداد های مستند و تنیدن واقعیت در تاروپود درام سینمایی به داستان جلوه ای واقع گرایانه دهند . این افراد فیلمسازان تازه کاری بودند که ظاهرا به دلیل برخورداری از تجربه حضور در جبهه ها درک دقیق تری از وقایع دارند . ( صلح جو ، 114 ، 1381 ) مانند رسول ملاقلی پور که پیش از پرداختن به فیلمسازی ، عکاس صحنه های نبرد بوده است . او در نخستین فیلم سینمایی اش ، نینوا ( 1362 ) ادعای " بازگویی برخی از وقایع عینی و امداد های غیبی در جبهه های نبرد حق علیه باطل را دارد . ( جمال امید : 601) و یا ابراهیم حاتمی کیا معتقد است که " از جنگ به سینما آمده است نه از سینما به جنگ " ( فراستی : 218، 1379 ) یعنی او با حال و هوای جنگ کاملا آشنا ویکرنگ است و برای بیان واقعیت ها و استناد کردن ابتدا از کار مستند شروع کرده است و همین عاملی شده است که در فیلم های داستانی اش مجبور فطری به نمایش واقعیت ها می شود . ( فراستی : 1379 ، 222 . ج 3 )
سرآغاز رویکرد به رخداد های واقعی جنگ در سینما را می توان فیلم دوله تو ( 1363 ) نخستین فیلم سینمایی رحیم رحیم پور دانست که ماجرای بمباران زندان دوله تو ، توسط جنگنده های ارتش عراق را دستمایه قرار می دهد .
رحیمی پور در باره این فیلم می گوید : " رخداد های این داستان به طور کلی مستند است و همه اتفاق ها در فیلم بر اساس تحقیق شکل گرفته است . قبل از شروع نوشتن فیلمنامه در ادامه جستو جویمان دویست ، سیصد صفحه مطلب به دست آوردیم و حدود ده ، پانزده نوار کاست از صحبت های کسانی که هر یک به نوعی با این جریان برخورد داشتند ، ضبط کردیم و ... " ( ماهنامه فیلم : ش 23 ، 88 )
فیلم دوله تو با همه کوشش سازندگانش برای حفظ هویت واقعی گوشه ای از حوادث جنگ ، به علت شعار زدگی و تصنع آمیز بودن روابط میان افراد و شرح ماجرا ، خیلی نتوانسته به واقعیت نزدیک شود . اما به هر حال در حد تلاشی برای هموار کردن مسیر وقایع نگاری دفاع مقدس در سینما قابل تقدیر است . ( صلح جو : 115 ، 1379 )
پرداختن به فجایع غیر انسانی جنگ و تاکید بر آسیب های اجتماعی آن به استناد حوادث واقعی را به غیر از فیلم دوله تو می توان در فیلم هایی چون عروس حلبچه ( حسن کار بخش ، 1369 ) و اوینار ( شهرام اسدی ، 1370 ) و وصل نیکان ( ابراهیم حاتمی کیا ، 1370 ) نیز مشاهده کرد .
همچنین فیلم های زیادی نیز وجود داشته اند که در بازنمایی واقعیت به نمایش واقعی صحنه های جنگ و میدان نبر د نمی پردازند ، بلکه ممکن است که خلق واقعیت برآمده از ادای دین کارگردان به یک شخصیت واقعی باشد .
حاتمی کیا در فیلم دیده بان ( 1367 ) از شخصیت شهید امیر اسکند یکه تاز – فیلمبردار گروه مستند ساز روایت فتح که در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید – الهام می گیرد .
او درباره انگیزه به تصویر کشیدن دیده بان می گوید : " در یکی از عملیات ها ، همسفر شهد امیر اسکند یکه تاز بودم و و ناظر لحظه به لحظه ایشان تا شهادت ، شاید گستاخی من در طرح چند ساعت آخر زندگی عارفی ( شخصیت محوری دید ه بان ) از همین جا نشات بگیرد . به هر حال دغدغه حدود واقعیت و تخیل و عنصر ظریف شهادت ، مرا تا آخرین لحظه دوبلاز در تردید گذاشته بود که آیا اسم واقعی شهید عارفی را روی شخصیت اول فیلم بگذارم یا خیر ؟ ... " ( صلح جو : 117 ، 1381 )
از همین نوع پرداخت ها در واقعیت گرایی نیز در فیلم مهاجر حاتمی کیا ( 1368 ) نیز دیده می شود . اسم فیلم از شهید اصغر مهاجر گرفته شده که خود از بانیان پرنده های کنترل از راه دور در نیروی هوایی سپاه پاسداران بود .
وقایع نگاری در جنگ با فیلم هایی چون از کرخه تا راین بر اساس خاطرات حاتمی کیا ( 1371 ) و حماسه مجنون جمال شورجه در سال 1372 ادامه پیدا می کند ؛ که در حماسه مجنون به تجربه ای ناموفق در این زمینه تبدیل می شود . ولی به دنبال آن ستارگان خاک ( عزیز الله حمید نزاد ، 1373 ) به علت حفظ اصل واقعیت در برابر جاذبه های فریبنده سینما ، می تواند به موفقیت در این زمنیه دست یابد .
بررسی ابعاد واقع گرای در سینمای دفاع مقدس ، به نمونه های یاد شده محدود نمی شود . فیلم هایی زیادی در این زمینه وجود داشته اند که حتی ممکن بود تنها یک شخصیت برگرفته از واقعیت در آنها وجود داشته باشد .
سینمای دفاع مقدس از منظر اجتماعی
" شیوه شکل گیری جنگ تحمیلی و دفاع هشت ساله و پیامد های گسترده اجتماعی آن و برخورد آحاد مردم با این رخداد ، همه در گستره ای اجتماعی معنا پیدا می کند .بر همین اساس ، آثاری که نگاهی صادق و واقع بینانه به این رویداد داشته اند ، خود به خود و به طور اجتناب ناپذیر از ابعاد اجتماعی برخوردارند . ( طوسی : 158 ، 1381 )
به جز چند فیلم ساخته شده در زمان جنگ مانند حصار ( حسن محمد زاده ، 1362 ) و بهار ( ابوالفضل جلیلی ، 1365 ) و گورکن ( محمد رضا هنرمند ، 1364 ) که سعی داشتند جنگ و پیامد های آنان را انحصارا در جبهه های دفاع محد.د نکرده و به داخل شهر ها و زندگی مردم شهر بکشانند ، بقیه فیلم ها عموما به مسئله جنگ و درگیری های نظامی با دشمن و ایجاد حالت هیجان و حادثه و ... پرداخته اند . بعد اجتماعی و نزدیک تر به ذهن مخاطب ، بیشتر خود را در آثار بعد از جنگ به نمایش می گذارد . فیلم هایی که یا به پیامد های ویرانگر و قطعی جنگ در کشور پرداختند و یا در سطحی فراتر ، منزوی شدن انسانهای جنگ در متن جامعه شهری و تحت فرهنگ غالب بر شرایط بعد از جنگ دفاعی را تصویر کردند . در این فیلمها جامعه بعد از جنگ به این صورت در فیلم ها نمایش داده می شدکه همه آرمان ها و آرمانی ها به انزوا کشیده شده اند و جامعه شهری از آنها جداشده است .
شاید بهترین مصداق های سینمای جنگ از بعد اجتماعی را بتوان در آثار کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی کیا و محسن مخملباف مشاهده کرد .
مخملباف در عروسی خوبان که جزء اولین آثار وابسته به سینمای اجتماعی جنگ به شمار می رود ، شخصیت حاجی را محور نقطه آرمانی و عدالت خواهانه اش قرار می دهد . حاجی موج گرفته که به علت وابستگی و تعلق خاطر به جنگ و ارزشهایش نمی تواند در برابر فرهنگ کاسبکارانه شهری مقاومت کند و به محیط پاک جبهه پناه می برد .
حاتمی کیا نیز در از کرخه تا راین و آزانس شیشه ای با همین موضوع محوری داستان خود را به پیش می برد ؛ اما او قهرمانانش را با پلاک معرفی می کند . پلاکی که هویت جاودانه و نامیرای اسطوره سعید و حاج کاظم را در عصر صنعتی و ماشینی امروز نمایش می دهد . در از کرخه تا راین و آزانس شیشه ای اگر چه قهرمانان عدالت خواه داستان از موجودیت خود در برابر شاید غیر خودی ها دفاع می کنند و ضد ارزشها را بر نمی تابند و در ظاهر یا راه شهادت را در پیش می گیرند یا چون نوذر به شخصیتی سست عنصر تبدیل می شوند و گذشته خود را خاک می کنند و ... اما با این وجود ، حاتمی کیا بر پلاک تاکید می کند و آن را چون ققنوسی می بیند که می سوزد و دوباره زنده می شود و نسل به نسل منتقل می شود .
مسئله مهم تر در سه فیلم مطرح شده در این نکته است که هر دو این کارگردانان ، از قهرمانانشان به عنوان تریبونی برای بیان حرف های ناگفته خود استفاده می کنند و در قالب آنها لب به اعتراض گشوده و از آد م ها آرمانی خویش دفاع می کنند .
نتیجه گیری
در فیلم هیچ تصویری نمی تواند سهوا یا به طور تصادفی در میان مجموعه تصاویر فیلم قرار بگیرد . این امر یک اصل است که ما را متوجه واقعیت سینما که همان واقعیت عرضه شده بر پرده های سینما است ، می کند .
واقعیت عرضه شده در سینما و فیلم ، آرمانی و مطلق گرا است و از این لحاظ امکان وجود صدفه ، اشتباه و عدم قصد در آن وجود ندارد . درواقع واقعیت عرضه شده ، مصنوع فیلمساز است که با عنایت به پیام و محتوا و غایات و سرنوشت واحدی شکل گرفته اند که فیلم بدان منتهی خواهد شد . تکلیف نهایی را غایات فیلمساز تعیین می کند و بنابر این همه چیز با توجه به صورت آرمانی فیلم ، مطابق با نظر فیلمساز شکل خواهند گرفت .
اما سرانجام همه تلاش ها در قاب تصویر یا کادر فیلم جمع خواهد شد که بیشترین اثر را در صورت بخشیدن به واقعیت سینمایی دارد . اما در عین حال بیشتر از سایر عوامل سعی در پنهان کرد ن خویش دارد ، تا آنجا که تماشاگر فراموش کند که همه ماجرا در یک کارد در حال اتفاق افتادن است و حقیقت کادر یا قاب تصویر این است که به یک گزینش خاص اشاره دارد .
در جستو جوهایمان کمتر زمانی پیش می اید که فیلمی را بیابیم که فارغ از همه ایدئولوزی ها و تصویر ها و تصور ها و حالت ارمانی و مطلق خود ساخته شده باشد . حتی در نازل ترین سطح و حتی در فیلم فارسی ها نیز می توان هدف سرگرمی و فتح گیشه را یافت . و حال چه رسد به موضوع مهمی چون جنگ که در دوره ای به بحران یک کشور تبدیل می شود و رسانه ها و هنر ها و هنرمندان را به خدمت می گیرد .
تقریبا می توان گفت که همه کشور ها ، جنگ را خواه در وجه داخلی و خواه خارجی تجربه کرده اند و قطعا برای هدایت آن به سوی مقصد مورد نظر از ابزار های متعددی استفاده کرده اند که وجه مشترک این ابزار ها در میان مناطق و سرزمین های مختلف را می توان رسانه و هنر دانست .
کشور ایران نیز مانند هر نظام سیاسی و فرهنگی دیگری در برهه ی بحرانی جنگ تحمیلی خو د از انی ابزار استفاده کرد . سینمای ما نیز در انی زمان به راستی که سخن شهید آوینی را در ناخو د آگاه خود به همراه داشت که " هنر باید راه اسمان را بنمایاند و بالی بلند پرواز باشد برای اعتلای روح " ( فراستی : 14 ، 1379 ، ج 2 )
در واقع آنچه در قالب هنر در زمان جنگ و یا بعد از آن بازنمایی می شد و می شود به علت ماهیت خاص جنگ که جنگی میهنی و ملی و دفاعی بود و اسطوره و غیرت و پایمردی جمعی در آن حضور داشت و در سطح وسیع همه ملت ها را به اشکال گوناگون درگیر کرده و از سویی جنگی ارمانی و دینی بود که شهید اوینی آن را دفاع مقدس دینی خواند ، نمی توان سینمای جنگ نامید . بلکه اطلاق نام سینمای دفاع مقدس برای این نوع از هنر می تواند ارزش پنهان آن و همچنین روح ایدئولوزیک حاکم بر آن را به نحو شایسته تری بیان کند . و این مسئله را به اسانی می توان از مقایسه میان سینمای جنگ جهان و ایران دریافت .
در برابر ماهیت کاملا هرمی روابط میان افراد در سینمای جنگ سایر کشور ها و نمایش حضور سربازانی که معمولا از سر دلزدگی و سرخوردگی از نظم و قانون و مناسبات اجتماعی و یا در پی انجام وظیفه ای ملی و به خاطر فراخوان نام میهن و یا برای اثبات خود وفروکش مسائل شخصی راهی جبهه نبرد می شوند ( محمد آبادی : 112، 1379 ) در سینمای دفاع مقدس ، آنچه هست و باید باشد ، تنها عشق به خدا و شهادت و پیشی بر یکدیگر برای عروج به سوی خدا است و هم چنین سینمایی است که به جای بازنمایی طبقاتی فرماندهان و سربازان ، بار ها و بارها فرماندهانی چون شهید همت و خرازی و باکری و ... را در سیمای رزمنده و بسیجی عادی و خاکی تصویر کرده است .
دروافع سینمای دفاع مقدس ، تنها سینمایی حماسی نیست ، بلکه سینمایی اسطوره ای است ( محمد آبادی : 116 ، 1379) که شهادت طلبی رمز پیروزی رزمندگان آن معرفی می شود . در سفر به چزابه ، مفهوم شهیدان زنده اند را می بینمی و در از کرخه تا راین و آزانس شیشه ای ، پلاک را هویت قابل انتقال و نامیرای شهید .
و البته هنر هدایت شده ، کارکرد ایدئولوزی خود یعنی موضعگیری را تا همین مرحله به پایان نمی رساند . حتی در زمان بعد از جنگ نیز ، قهرمانان بازگشته از جنگ ، تفاوت آشکاری با سربازان از جنگ برگشته فیلم های جنگی خارجی دارند . آنها سرخورده و افسرده نیستند . بلکه درگیر نوعی نوستالزی جبهه و عدم قدرت انطباق با جامعه هستند و در حسرت شهاد ت از دست رفته می سوزند . ( محمد ابادی : 119 ، 1379 )
سینمای دفاع مقدس ، قهرمانانش را به گونه ای نمایش می دهد که گویا از دنیایی آرمانی وارد قفسی تنگ شده اند که قرار نیست نظیر ان ارمان ها و زیبایی های دفاع مقدس در برهه ای از زمان پیدا شود . که نظیر این پیام ها را می توان در پناهنده رسول ملاقلی پور و از کرخه تا راین و ... دید .
همه آنچه مطرح شد ، پیام های ایدئولوزیکی بودند که مضامین روشنگر و معنی دار را به طور صریح و الگوهای مشروع مربوط به چگونه بودن را به صورت ضمنی منتقل می نمایانند . هم چنین آنها الگوهای مربوط به هویت یابی و طرد را نیز بر دوش خود حمل می کنند .
اگر گریزی به فلسفه رسانه ها بزنیم ، درخواهیم یافت که هنر و سینمای جنگ ، بازنمایی انعکاسی ندارد و اصولا به علت به همراه داشتن ایدئولوزی نمی تواند داشته باشد . بازنمایی این گونه هنر ارادی و ساختنی است . زیرا فرد خواست خود را به زبان فهم تحمیل می کند و واقعیت ذهنی و عینی را با یکدیگر آمیخته می گرداند . ( عاملی : 1385 )
سینمای دفاع مقدس نیز مانند هر هنری در وهله اول حامل ایدئولوزی میهن پرستی و عشق به وطن است ؛ اما مهم تر این است که سینمای دفاع مقدس کانالی برای عرضه پیام های ایدئولوزیک جلوگیری از انقطاع نسل و سیمانی کردن وحدت جامعه ( خورخه لارین : 200 ، 1380 ) می شود و نیازی برای ایجاد پشتوانه تاریخی و هویت جمعی ملی ماست .
کتابنامه
امید . ج . فرهنگ فیلم های سینمایی . ج 2 .
صلح جو . ت . (1381 ) وقایع نگاری جنگ در سینمای داستانی . پایداری در قاب . ج 1 . محمد سلیمانی . انتشارات فرهنگ کاوش .
طوسی . ج . ( 1381 ) نگاهی به سینمای جنگ از منظر اجتماعی . پایداری در قاب . ج 1 . محمد سلیمانی . انتشارات فرهنگ کاوش .
فراستی . م . ( 1382 ) 25 سال سینمای جنگ و دفاع مقدس . موزه سینمای ایران و بنیاد سینمایی فارابی .
فراستی . م . ( 1379) . جنگ برای صلح . ج 1 . انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس .
صافاریان . ر. (1379) جنگ + مسائل روز . جنگ برای صلح ، مروری بر سینمای دفاع مقدس به کوشش مسعود فراستی . 161-171. ج 2 . انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس .
گیل . د . ادمز . ب . (1384) الفبای ارتباطات . ترجمه رامین کریمیان . مهران مهاجر . محمد نبوی . مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها .
لارین . خ (1380) . مفهوم ایدئولوزی . ترجمه فریبرز مجیدی . مرکز چاپ و انتشارات و کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه . چاپ اول .
Hollywood & genres
هیوارد . س (1381) مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی . فتاح محمدی . نشر هزاره ی سوم .
محمدی . م . (1379) سینمای جنگ . جنگ برای صلح ، مروری بر سینمای دفاع مقدس . به کوشش مسعود فراستی . ج 2 . 61-71. انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس .
جزوه کلاسی دکتر سعید رضا عاملی . 1385 . دانشکده علوم اجتماعی . دانشگاه تهران .
فهرست سایت :
www.wikioedia.org
www. iran30nema.persianblog.com
http://www.persianblog.com/posts/?weblog=com82.persianblog.com&postid=2493564 – اللهوردیزاده . م . رسانه و ایدئولوزی 1 و 2 .